اتهاب
مترادفها
اتهام، شک، گمان
لغت نامه دهخدا
اتهاب. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) هبه همدیگر قبول کردن. هبه فراپذیرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). هبه پذیرفتن. ( زوزنی ). بخشش پذیرفتن.
فرهنگ فارسی
بخشش پذیرفتن
اتهام، شک، گمان
اتهاب. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) هبه همدیگر قبول کردن. هبه فراپذیرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). هبه پذیرفتن. ( زوزنی ). بخشش پذیرفتن.
بخشش پذیرفتن