ابلاح تصویر معنی ابلاح لغت نامه دهخدا ابلاح. [ اِ ] ( ع مص ) بمانیدن.مانده گردانیدن. || غوره بیاوردن خرما. کلمات مرتبط ازهاء احصال احثار اشقاح انذلاغ غنیظ گزارش محتوای نامناسب