ابرونتن
لغت نامه دهخدا
ابرونتن. [ اَ ن ِ ت َ ] ( هزوارش، مص ) به زبان زند و پازند به معنی مردن باشد که در مقابل زیستن است. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
بزبان زند و پازند بمعنی مردن
ابرونتن. [ اَ ن ِ ت َ ] ( هزوارش، مص ) به زبان زند و پازند به معنی مردن باشد که در مقابل زیستن است. ( برهان ).
بزبان زند و پازند بمعنی مردن