ابراض

لغت نامه دهخدا

ابراض. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ بَرض.
ابراض. [ اِ ] ( ع مص ) گیاه گوناگون برآوردن زمین آنگاه که گیاهان را برای خردی و حقیری از یکدیگر باز نتوان شناخت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
چسی
چسی
فوت جاب
فوت جاب
مابه التفاوت
مابه التفاوت
فال امروز
فال امروز