ابخال

لغت نامه دهخدا

ابخال.[ اِ ] ( ع مص ) بخیل یافتن کسی را. زفت دیدن کسی را. || به بخل، به بخیلی، به زفتی نسبت کردن. || بخیلی کردن. || بخیل شدن.

میراد یعنی چه؟
میراد یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز