ابتیاج

مترادف‌ها

نیاز، احتیاج، ضرورت

متضادها

بی‌نیازی، غنا

لغت نامه دهخدا

ابتیاج. [ اِ ] ( ع مص ) تبویج. نیک درخشیدن برق.

جمله سازی با ابتیاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شدت ابتیاج و نیاز مبرم انسان به آرامش درونی، باعث شده است که بسیاری از فیلسوفان بزرگ در طول تاریخ بر اهمیت رسیدن به سکون و آرامش تأکید کنند.

💡 او در میان آن تنهایی مطلق و انزوای اجتماعی، دچار نوعی ابتیاج روانی به محبت و توجه شد که تنها با حضور دوستان صمیمی قابل درمان بود.

💡 در آن دوران سخت اقتصادی، ابتیاج شدید مردم به کالاهای اساسی، باعث شد تا قیمت‌ها به طرز چشمگیری افزایش یابد و معیشت بسیاری از خانواده‌ها دچار مشکل شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران