قید منفصل

قید منفصل در زبان و فقه، نوعی قید است که به صورت جدا و منفصل از جمله اصلی یا مقید بیان می‌شود. یعنی این قید مستقیماً به کلمه یا عبارت قبل از خود نچسبیده و به صورت جمله‌ای جداگانه گفته می‌شود. این قید در مقابل قید متصل قرار دارد؛ قید متصل به همان کلمه یا جمله‌ای که محدود می‌کند، چسبیده و در کنار آن آمده است، اما قید منفصل از آن جداست. مثالی که در منابع ذکر شده این است که ابتدا گفته می‌شود: «اکرم العلماء» یعنی «عالمان را احترام کن»، و سپس جداگانه بیان می‌شود: «لاتکرم العالم الفاسق» یعنی «عالمان فاسق را احترام نکن». در این مثال، قسمت دوم جمله («لاتکرم العالم الفاسق») قید منفصل است، زیرا جداگانه و بعد از جمله اصلی آمده و محدودیت یا شرطی را مشخص می‌کند. قید منفصل معمولاً برای روشن کردن، محدود کردن یا توضیح بیشتر جمله اصلی استفاده می‌شود و گاهی نقش قانونی و فقهی نیز دارد. این نوع قید به نویسنده یا گوینده امکان می‌دهد تا یک حکم کلی را بیان کند و سپس استثناء یا توضیحی درباره آن اضافه کند، بدون اینکه جمله اصلی طولانی یا پیچیده شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] قید منفصل به قید منفصل از مقیَّد اطلاق می شود.
قید منفصل، که مقابل قید متصل می باشد، قیدی است که در کلامی منفصل و جدای از مقید بیاید، مانند این که مولا نخست بگوید: «اکرم العلماء»، سپس در سخن جداگانه ای بگوید: «لاتکرم العالم الفاسق».