باد گشتن

لغت نامه دهخدا

باد گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) هدر شدن. باطل شدن. هباء شدن. هلاک شدن. نیست و نابود گشتن. هیچ شدن:
بکشتی بر آب زره برگذشت [ افراسیاب ]
همه سربسر رنج ما باد گشت.فردوسی.کنون آنچه بد بود بر ما گذشت
گذشته همه نزد من باد گشت.فردوسی.بداراب گفت آنچه اندرگذشت
چنان دان که یکسر همه باد گشت.فردوسی.کنون کار آن نامداران گذشت
سخن گفتن ما همه باد گشت.فردوسی.کنون سال بر پنجصد برگذشت
سر و تاج ساسانیان بادگشت.فردوسی.ز خشم و ز بند من آزاد گشت
زبهر تو پیکار من باد گشت.فردوسی.و رجوع به باد و باد گردیدن شود.

فرهنگ معین

(گَ تَ ) (مص ل. ) هدر رفتن، برباد رفتن.

فرهنگ فارسی

هدر شدن باطل شدن

ویکی واژه

هدر رفتن، برباد رفتن.

جمله سازی با باد گشتن

💡 گفت: مگر نشنيده اى كه صاحبدلان مى گويند: رفتن و نشستن (با آرامش و كم كم ره سپرده) بهتر از دويدن و خسته شدن و درمانده گشتن ؟ ))

💡 سست کردت جهل و بد دل تا نیارد جانت هیچ گرد مردان به نیرو گشتن از بی‌نیروی

💡 چو سیم و زر شود بسیار، هم از خود فنا گردد نباشد آتشی جز جمع گشتن، خرمن گل را

💡 در این خبر ادعا شده کارمند نیوزیلندی اعلام داشته که نمی‌توانسته‌است تشخیص دهد آیا هواپیما در حال نزدیک شدن به او بوده‌است یا در حال دور گشتن از محلی که او در آنجا قرار داشته‌است.

💡 برای گشتن اینترنت به‌طور امن می‌باشد. این بسته نیازی به نصب ندارد. فقط آن را استخراج و اجرا نمایید.

💡 اگر سرگشتگان را بحر نزد خویش نگذارد به گرد خویش گشتن را که از گرداب می گیرد؟

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز