مزگتی

لغت نامه دهخدا

مزگتی. [ م َ گ ِ ] ( ص نسبی ) متعبد. مسلم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
سخن دوزخی را بهشتی کند
سخن مزگتی را کنشتی کند.اسدی ( لغت نامه چ اقبال ص 51 ).راهی است اینکه همبر باشد در او به رفتن
درویش با توانگر، با مزگتی کنشتی.ناصرخسرو.

جمله سازی با مزگتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسجد آدینه جورده ولایت تنهیجان و گرجیان، مسجد دزگا مزگتی (به کسر دال و فتح میم و سکون زاء و فتح گاف دوم) نام داشت.* و این نامی زردشتی است و مشابه چنین واژه‌ای در حوالی این منطقه وجود دارد. البته واژه دز به معنای دژ آمده است و در مناطق چندی در شمال اماکنی با عنوان دز کول (رامسر)، دز بن (لاهیجان)، بالادزا (ساري) و دزفول وجود دارد. از آن جایی که این قلعه و دژهای نظامی گاه از سوی دزدان نیز مورد بهره بردای قرار می گرفت به معنای مکان دزدان و رهزنان نیز به کار می رفت.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز