پنجه ٔ گرگ

لغت نامه دهخدا

پنجه گرگ. [ پ َ ج َ / ج ِ ی ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) گیاهی است که بر روی ساقه آن برگهای کوچک بهم فشرده بسیار روئیده و تا حدی شبیه به خزه ها تمیز داده میشود، ساقه آن نیز آوندهای کامل دارد. ریشه آن بجای آنکه تشکیل ریشه های فرعی دهد همیشه به دو شاخه میشود و هر یک از شاخه های آن نیز دو شاخه میشوند وهمین وضع را در تقسیم شاخه های آن میتوان بخوبی مشاهده کرد. این وضع در شاخه شدن ساقه و ریشه در نباتات دورانهای قدیم که اغلب آنها از تیره پنجه گرگیان بوده اند بسیار دیده شده است. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 173 ).

جمله سازی با پنجه ٔ گرگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رو سو كتابى دارد به نام اميل كه در فن تربيت كودك نوشته است. كتابجالبى است، اميل نام كودك فرضى و افسانه اى است كه وى در كتاب خود او را تحتتربيت قرار مى دهد و به پرورش همه جنبه هاى جسمى و روانى او توجه مى كند. در همهموارد ايده روسو اين است كه اميل را درحال ممارست با طبيعت و پنجه در پنجه طبيعت و در دامن سختى ها پرورش دهد.

💡 چون پسر شد به زور پنجه دلیر هوس بیشه کرد و کشتن شیر

💡 صبر ما پنجه مومیست چوعشق آرد زور پنجه گر ساخته باشند ز خارا ببرد

💡 سال برآمد مرا به پنجه و او را پنجه فرو ریخت، وز شکار فرو ماند

💡 مرا گرفت گریبان و برد پای از جای ازآستین مدد پنجه یی برآر ای دست

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز