درز برجسته
مترادفها
شکاف بیرونزده، خط درز نمایان
متضادها
درز فرو رفته
فرهنگستان زبان و ادب
{jumped seam} [علوم و فنّاوری غذا] بخشی از درز مضاعف که به علت خوب فشرده نشدن، سست و برآمده است
ویکی واژه
بخشی از درز مضاعف که به علت خوب فشرده نشدن، سست و برآمده است.
جمله سازی با درز برجسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیمحابا میزنم بر قلب آتش چون سپند مصرع برجستهای هرگاه انشا میکنم
💡 نهان به پردهٔ تمکین بود ترا شوخی به رنگ معنی برجسته در کلام متین
💡 وی بازیگری برجسته، با قریحه و استعداد در خوانندگی و نقاشی، سال ۱۹۲۲ در شمال ایتالیا متولد شد.
💡 می کند آتش زبان دفع گزند خویشتن مصرع برجسته خود باشد سپند خویشتن
💡 دل که چون تیر کج از بیهده گردیها بود تا نشسته است ز پا، مصرع برجسته شده است
💡 آن خیاط با مهارت بسیار بالا، تمامی درز برجسته لباس شب را به گونهای دوخته بود که هیچ اثری از ناهماهنگی در ظاهر آن نباشد.
💡 به دلیل کیفیت پایین پارچه مورد استفاده در تولید این کیف، درز برجسته آن پس از تنها چند بار استفاده دچار پارگی و جداشدگی شد.
💡 طراحان مد گاهی از درز برجسته به عنوان یک عنصر زیباییشناختی و تزیینی در طراحی لباسهای مدرن و خاص خود استفاده میکنند.