فرهنگستان زبان و ادب
{jumped seam} [علوم و فنّاوری غذا] بخشی از درز مضاعف که به علت خوب فشرده نشدن، سست و برآمده است
{jumped seam} [علوم و فنّاوری غذا] بخشی از درز مضاعف که به علت خوب فشرده نشدن، سست و برآمده است
بخشی از درز مضاعف که به علت خوب فشرده نشدن، سست و برآمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیمحابا میزنم بر قلب آتش چون سپند مصرع برجستهای هرگاه انشا میکنم
💡 نهان به پردهٔ تمکین بود ترا شوخی به رنگ معنی برجسته در کلام متین
💡 وی بازیگری برجسته، با قریحه و استعداد در خوانندگی و نقاشی، سال ۱۹۲۲ در شمال ایتالیا متولد شد.
💡 می کند آتش زبان دفع گزند خویشتن مصرع برجسته خود باشد سپند خویشتن
💡 دل که چون تیر کج از بیهده گردیها بود تا نشسته است ز پا، مصرع برجسته شده است