اخش ویرش
لغت نامه دهخدا
اخش ویرش. [ اَ خ َ رُ ] ( اِخ ) ابن دارا و هو خسرو الاول. ( آثارالباقیه ). اخش ورش بن کیرش بن جاماسپ. ( طبری ). اخشیروش بن داریوش. ( ابوالفرج بن العبری ). خشیارشا پسر داریوش بزرگ. رجوع به خشیارشا و ایران باستان ج 1 ص 698، 897، 898، 903، 947، 953 و مجمل التواریخ والقصص ص 214 و 438 و قاموس کتاب مقدس شود.
جمله سازی با اخش ویرش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرزند دیگر جلالالدین دوشی خان یا دوش خان بودهاست؛ که مادر او را کنیزکی میدانستند که جلالالدین او را به اخش ملک بخشیده بود. دوشی در جریان محاصره اخلاط درگذشت.
💡 خود فزاید همیشه گوهر اخش خود فزاید همیشه مهر فروغ