مدار فرعی

مترادف‌ها

مدار جانبی، مدار کمکی

متضادها

مدار اصلی

فرهنگستان زبان و ادب

{tributary circuit, tributary} [مهندسی مخابرات] مداری که ایستگاه ها را به شبکۀ مازه یا مرکز سودهی وصل می کند

ویکی واژه

مداری که ایستگاه‌ها را به شبکۀ مازه یا مرکز سودهی وصل می‌کند.

جمله سازی با مدار فرعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز خون دیده خسرو عجب مدار که خلق به جای نقل جگر می دهند دمبدمش

💡 مدار دست ز دامان شب که غنچه دلان گشایش از نفس صبحگاه می گیرند

💡 در ژوئن ۲۰۱۰، موشک فالکون ۹ در نخستین تلاشش موفق به رسیدن به مدار شد.

💡 بگو ننگ از او در قیامت مدار که آن را به جنت برند این به نار

💡 بر تو چو من بدل نگزینم، روا مدار آبی که من خورم ز تو با خون بدل شده

💡 مهندسان الکترونیک در هنگام طراحی سیستم‌های پیچیده، باید دقت ویژه‌ای به نحوه اتصال هر مدار فرعی به مدار اصلی داشته باشند تا از بروز هرگونه اتصال کوتاه جلوگیری شود.

💡 در هنگام بررسی نقشه برق ساختمان، مشخص شد که مشکل اصلی از یک نقص فنی در یکی از مدار فرعی مربوط به بخش روشنایی آشپزخانه و راهرو ناشی می‌شد.

💡 برای محافظت از دستگاه‌های حساس در برابر نوسانات ولتاژ، پیشنهاد می‌شود که هر مدار فرعی به یک محافظ جریان مجزا و سیستم زمین متصل باشد تا ایمنی کامل برقرار گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران