لغت نامه دهخدا
خانه مشتری. [ ن َ / ن ِی ِ م ُ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) برج حوت و قوس. رجوع بخانه ستاره شود.
خانه مشتری. [ ن َ / ن ِی ِ م ُ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) برج حوت و قوس. رجوع بخانه ستاره شود.
برج حوت و عقرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من دوست کسی دارم ای دوست که بر سَروش هم مشتری و زهره هم شمس و قمر باشد
💡 برخی از سازمانها و شرکتهای خصوصی که عمدتاً به حق تعمیر وابسته هستند، امتیاز تعمیرپذیری را به محصولات اختصاص میدهند تا به مشتریان اطلاع دهند که محصول چقدر راحت تعمیرپذیر است.
💡 وصالِ زهره نه حدِّ چو من کسیست ولیکن سعادتست که از مشتری شدهست عطایی
💡 ماه من تیره شد و زهرهٔ من گشت نژند مهر من خیره شد و مشتری من بیمار
💡 باغ اگر بر چرخ بودی لاله بودی مشتری چرخ اگر در باغ بودی گلبنش جوزاستی
💡 ۲-مبیع باید به مشتری تسلیم نشده یا اگر تسلیم شده هنوز عین آن نزد مشتری باقی باشد، یعنی تلف نشده و نیز مشتری آن را به دیگری منتقل نکرده باشد.