جبن عتیق

لغت نامه دهخدا

جبن عتیق. [ ج ُ ب ُ ن ِ ع َ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یا یابس. پنیر خشک. بهترین آن روغن دار شیرین باشد. و طبیعت آن گرم و خشک است در سوم. و مصلح ریشهای بد بود. و چون با زیت سحق کنند سودمند بود جهت تحجر مفاصل... و چون بریان کنند شکم ببندد. و پنیر مولد خلط مراری بود و بدن را لاغر گرداند و معده بدبو و دشوارهضم شود و تشنگی آورد و سنگ گرده پیدا کند و باید که میان دو طعام خورند و اگر بامغز گردکان خورند نیکوتر باشد. ( اختیارات بدیعی ).

فرهنگ فارسی

پنیر خشک

جمله سازی با جبن عتیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فریفت یار شکربار من مرا به طریق که شعر تازه بگو و بگیر جام عتیق

💡 وی در روز دوشنبه ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۰ درگذشت و جمال خوانساری فرزند آقاحسین خوانساری بر پیکر او اقامهٔ نماز کرد و در جامع عتیق اصفهان مدفون شد.

💡 تو مهر یاران با اهل بیت دار به هم که بوده اند نبی و عتیق در یک غار

💡 رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق تو را دلی ز غم آزاد همچو بیت عتیق

💡 این روستا در دهستان قوچان عتیق قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۱٬۲۶۷ نفر (۳۰۴ خانوار) بوده است.

💡 این روستا در دهستان قوچان عتیق قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۱۹۲ نفر (۵۳ خانوار) بوده است.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز