چهارپای بند

لغت نامه دهخدا

چهارپای بند. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از چهارعنصر است که انسان مجموعه ای از آن است. رجوع به چارپای بند شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از چهار عنصر است که انسان مجموعه ای از آنست ٠

جمله سازی با چهارپای بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میلو یک سگ سفید فاکس تریرِ مو سیمی است که همدم وفادار و چهارپای تن‌تن است. همانند کاپیتان هادوک، وی شیفته ویسکی اسکاچ لاچ لوموند است و مست کردنِ گاه‌وبیگاه وی همانند تنها ترسش یعنی عنکبوت‌هراسی کار دستش می‌دهد.

💡 مقالت اول در کیفیت تأثیر خواص و طبع اخلاق و منفعت اعضا مردم. مقالت دوم دربارهٔ چهارپایان و وحوش و بهایم. مقالت سوم مرغان.

💡 کمباین ساقه‌ها و برگ‌های زائد درو را در کنار خود بر روی زمین رها می‌کند که می‌توان برای غذای چهارپایان یا به عنوان کود گیاهی از آن‌ها استفاده کرد.

💡 وی دوران سربازی در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ -۱۹۱۸) در واحد نگهداری از چهارپایان آغاز نمود ولی در حین خدمت در سال ۱۹۱۶ بر اثر شیوع اپیدمی آنفلوانزا به‌شدت مریض شد و از سربازی معاف گردید در همان دوران پدر وی بر سر همین بیماری فوت شد.

💡 در بندهشن آمده که هنگامی که چهارپایان می‌میرند، تن آنها به زمین، جانشان به گوشورن، روانشان به ایزد رام و مینویشان به بهمن می‌پیوندد تا به این ترتیب از میان نروند.

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز