فقع گشودن

لغت نامه دهخدا

فقع گشودن. [ ف ُ ق َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) فقاع گشودن. ( حاشیه برهان چ معین ). به معنی فقاع گشودن است که کنایه از لاف زدن و تفاخر کردن و نازش و خودنمایی و خودستایی نمودن باشد. ( برهان ). رجوع به فقاع، فقاع گشادن، فقاع گشودن، فقع و فقع گشادن شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) باز کردن سر شیشه فقاع ۲ - ( مصدر ) کار کوچکی را انجام دادن: و گر جلاب دادن را نشایم فقاعی را بدست آخر گشایم. ۲ - پراکنده قطرات با فشار باطراف ( همچون پراکندن قطرات فقاع ) ۴ - آروغ زدن(چه نوشیدن فقاع معمولا تولید آروغ می کند ) ۵ - تفاخر کردن لاف زدن: نوروز ز نار و سیب زرین بگشاد ز تو فقاع شیرین ( مشکین ). ۶ - حکایت کردن حاکی بودن: آب جامد چون دست ممسکان از افاضت خیز بسته هوای بارد از دم سفلگان فقاع گشوده....

جمله سازی با فقع گشودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در‌بن‌گلشن ز وضع لاله وگل سیر عبرت‌کن که یک ‌مژگان گشودن‌ سینه بر ضد چاک می‌مالد

💡 در ۱۵۱۳ او در مقام قاضی دینی به همراه سربازان به گشودن کوبا رفت. او در آنجا شاهد کشتار سراسری بومیان به دست اسپانیاییان بود. او آورده‌است که بومیان زنده‌مانده را به کار در معدن وادار می‌ساختند.

💡 یعقوب بد نکرد که در هجر چشم باخت در قحط حسن، چشم گشودن چه لازم است؟

💡 نشاط عید نتواند گشودن عقده دل را کلید ماه نو را قفل ما دندانه می‌سازد

💡 هر لحظه یکی صورت می‌بینی و زادن نی جز دیده فزودن نی جز چشم گشودن نی

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز