حاج شیخ محمد مهدى ربانى املشى

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] آیت الله ربانی املشی در نیمه شعبان سال 1313 ه.ش در خانواده ای روحانی و متدین در قم دیده به جهان گشود. پدر به مناسبت تولد در نیمه شعبان، نام «محمدمهدی» را برای او انتخاب نمود.
آن مرحوم پنج سال از عمر شریفش می گذشت که به مکتب راه یافت و بعد از گذشت دو سال پا به دبستان دولتی نهاد و تحصیلات ابتدایی را تا آخر یعنی ششم ابتدایی با موفقیت چشمگیری سپری کرد. وی در مصاحبه ای از همکلاسان ابتدایی خود چنین یاد می کند:
«در دوران ابتدایی با بچه ها دوست بودیم. اما وقتی من به حوزه آمدم، دیگر برای مدت های طولانی از آنها دور شدم. با این حال روزگار بارها مرا با آن بچه ها روبرو کرد. این اتفاقات گاهی شیرین بودند و گاهی تلخ. یکی از خاطرات شیرینی که از دوستان و همکلاسی های دوران کودکی خود دارم این است که یک دفعه همسرم مریض شد و جهت مطالعه به دکتری مراجعه کردیم. وقتی از اسم ما پرسید و من گفتم: فلانی هستم، بعد از لحظاتی مکث و تفکر رو به من کرد و گفت: «مرا به جا نمی آوری؟ من از دوستان دوران ابتدایی هستم» به صورتش که نگاه کردم همه خاطرات شیرین کودکی در ذهنم زنده شد. اما سخت توانستم قیافه این دکتر را با آن پسر بچه ای که در دبستان با هم بودیم، تطبیق کنم. یک بار هم وقتی مرا دستگیر کردند و به ساواک قم بردند، آنجا کسی به بازجویی من آمد. من فوری او را شناختم و گفتم: فلانی یادت هست با هم همکلاس بودیم؟ و او یادش نیفتاد که نیفتاد».
پدر آن مرحوم، شیخ ابوالمکارم ربانی املشی از روحانیون صاحب نام و باتقوای املش بود. ایشان هیچ گونه درآمد شخصی نداشت و از درآمدهای شرعی هم که روحانیون دیگر استفاده می کردند، بهره ای نداشت. بسیار عفیف النفس بود با شهریه کم و نماز استیجاری زندگی را می گذراند. حتی مرحوم ربانی املشی در زمان طفولیت خجالت می کشید و شرم می کرد که کسی بداند پدر او نماز استیجاری می خواند.
آن مرحوم در مورد وضع زندگی خانواده اشان در دوران کودکی می فرماید: «در قم ما در محلی زندگی می کردیم که هر کسی به منزل ما می آمد، از دوری منزل و کوچه پس کوچه های آن منزل شکایت می کرد و از پدرم سوال می کرد: شما چگونه اینجا را پیدا کردید؟ پدرم جواب می داد: اینجا اقصی المدینه است. و عقب افتاده ترین محله قم بود... در زمستان، در آن کوچه های تنگ، در تمام کوچه پس کوچه ها که باران می آمد، غوغا بود. به یاد دارم حتی در همین گِل و باران من با یک گیوه ای که گیوه «دوره کرده» می گفتند رفت و آمد می کردم. وقتی که به مدرسه می رسیدیم تمام پاهایم پر از گِل بود و وقتی که به منزل برمی گشتیم مجبور بودم قبلاً پاهایم را بشویم تا بتوانم به اطاق بروم.
مرحوم آیت الله ربانی املشی پس از پایان دوره ابتدایی بنا به علاقه خود و تشویق های پدر که از ادامه تحصیلات جدید نگرانی داشت، وارد حوزه علمیه قم شد. آن مرحوم درباره دوستان و همدرسان چنین می گوید: «در دوران طلبگی دوستان زیادی داشتیم و نزدیکترین دوست من آقای هاشمی رفسنجانی بود. حدود دو سال از دوران تحصیلمان گذشته بود که همدیگر را پیدا کردیم و تا موقعی که ایشان در قم بودند، با هم بودیم و همیشه مباحثه و درسهایمان با هم بود. البته دیگران هم بودند: با جناب آقای سید علی خامنه ای هم مدتی که در قم بودند، مقداری با هم مباحثه داشتیم. برادر عزیزمان مؤمن و همچنین جناب آقای سید حسن طاهری خرم آبادی اینها کسانی بودند که با هم مباحثه داشتیم».
آقای هاشمی رفسنجانی در مورد دوستی و همدرسی با آقای املش می گوید: «با آقای ربانی املشی به عنوان هم مباحثه آشنا شدیم که تا آخر دوران تحصیل همچنان هم مباحثه بودیم. با آقای ربانی املشی در ماههای اول ورود به قم آشنا شدیم و در دوستی و همکاری و معاشرت به حد اعلا رسیدیم و سرانجام عقد اخوت خواندیم.

جمله سازی با حاج شیخ محمد مهدى ربانى املشى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمانهاى گذشته، مردى صالح و ربانى و عاقبت انديش در روستايش بنام (ضروان)، نزديك يمن زندگى مى كرد. او صاحب كشتزار و باغ پرميوه بود. او از رسيدگى بهزندگى مستمندان و احسان به آنها دريغ نمى كرد، به طورى كه ازمحصول باغ و كشت خود، به اندازه كفاف برمى داشت و براى سپاس از نعمتهاى خداوندبقيه را به فقرا مى داد.

💡 پس از عزادارى گوشت گاو را پخته و مى خوردند. فلسفه اين كار اين بود كه مىخواستند از وجود معبود در آنان چيزى بماند تا آنها را به سوى معبود راهنمائى كند. و اينهمان كارى است كه مسيحيان مى كنند؛ يعنى خوردن نان فطير و شراب به معناى خون وگوشت عيسى (عليه السلام ) كه عشاء ربانى نام دارد. هنديان نيز هنوز احترام گاو رادارند.(332)

💡 آنگاه فتوحات ربانى را جناب حاجى به دو قسم صورى و معنوى تقسيم كرد كه مراد ازصورى ظهور بارقه ها و لامعه ها و لايحه هايى است كه براى سالكان الى اللهحاصل مى شود كه جناب شيخ اشراق ده نوع از آن را در آخر حكمة الاشراق آورده است.

💡 گفتم: بله اى سرور من. فرمود: من مرتضاى از رسولم كه خداوندعزوجل او (محمد (ص ) را بر غيبش آگاه ساخت، من عالم ربانى هستم، من كسى هستم كهخداوند، شدايد را برايم آسان ساخت و فاصله هاى دور را برايم در هم پيچيد (نزديكساخت ).

💡 سبحان ربك رب العزة عما يصفون، و سلام على المرسلين و الحمدلله رب العالمين،و صلى الله على محمد و آله الطيبين الطاهرين، والعاقبة للمتقين اول رجب 1422 قمرى مطابق مهر ماه 1380 شمسى سالروز تولد حضرت امام باقر عليهالسلام قم - حرم اهل بيت عليهم السلام على ربانى خلخالى

💡 از جمله اينكه ياد اين ماجرا و خبر نافع اثر در هر مجلس ومحفل كه از ناحيه شيعيان و پيروان ما مطرح شود و بميان ايد خداوندمتعال و ذات ذى الجلال و الاكرام رحمت خاصه رحميه خود رانازل و جنودى ربانى از سپاه و لشكريان خود از ملائك و فرشتگان الهى كه قواى پخشرحمت و فيض ‍ پروردگارند بطور دسته جمعى محور آنان جمع و اطراف آنان را مىگيرند

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز