لغت نامه دهخدا
( ارغون آقا ) ارغون آقا. [ اَ ] ( اِخ ) رجوع به ارغون ( امیر... آقا ) شود.
( ارغون آقا ) ارغون آقا. [ اَ ] ( اِخ ) رجوع به ارغون ( امیر... آقا ) شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجای لاله بچین ارغوان زعارض دوست بجای بلبل بشنو ترانه از ارغون
💡 به سالاری سپهسالار دارای تهمتن تن گو سهراب دل شهزاده ارغون میرزا آمد
💡 از كارهاى ننگ آورى كه ارغون پس از روى كار آمدن مرتكب شد،قتل وزير دور انديش و با تدبير نامى خواجه شمس الدين محمد صاحبديوان و ممدوحسعدى بود كه او را به فجيعترين وضعى بهقتل رسانيد.
💡 رشیدالدین فضلالله همدانی در زمان چیرگی مغول (سلسلهٔ ایلخانان) زندگی میکرد. در زمان پادشاهی اباقاخان، پزشک مخصوص او بود و در نزد او احترام و نفوذی بهدستآورد. در زمان ارغونخان و کیخاتوخان نیز گامهای پیشرفت را سپری کرد.
💡 درگوش تو ز فرط شجاعت به روز رزم خوشتر صهیل ارغون ز آواز ارغنا
💡 به دور حسن تو با گلستان که پردازد؟ به لاله و سمن و ارغون که پردازد؟