لغت نامه دهخدا
گوسفندچرانی. [ ف َچ َ ] ( حامص مرکب ) عمل گوسفندچران. شبانی. چوپانی.
گوسفندچرانی. [ ف َچ َ ] ( حامص مرکب ) عمل گوسفندچران. شبانی. چوپانی.
عمل و شغل گوسفند چران چوپانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان اگر بهر فدای او نمی خواهی چرا پیش جانان گوسفند عید قربان گشته ای
💡 دانهٔ گوسفند چرخ نگر کاین معانی نشان شانهٔ اوست
💡 گشت چو از باد قوی گوسفند پنجه قصاب از او پوست کند
💡 آسوده است نفس سلیم از گزند دهر بیم از سگ شبان نبود گوسفند را
💡 از من آمد بند برمن همچنانک پایبند گوسفند از گوسپند
💡 دو ره صد هزار دگر گوسفند همه کشت و بر دشت و صحرا فکند