لغت نامه دهخدا
گالش کلا. [ ل ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از لفوز بخش مرکزی شهرستان شاهی، واقع در 15 هزارگزی جنوب باختری شیرگاه کوهستان جنگلی، هوای آن معتدل مرطوب مالاریائی. دارای 750 تن سکنه. زبان آنان مازندرانی و فارسی. آب آن از رودخانه کرسنک.محصول آنجا برنج، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی. راه آن مالرو است، تابستان گله داران ییلاق بخار کلا و اسبوکلا از دهستان ولویی میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
گالش کلا. [ ل ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی، واقع در 11 هزارگزی شمال باختری جویبار. دشت معتدل مرطوب مالاریائی، دارای 580 تن سکنه. لهجه آنان مازندرانی و فارسی. آب آن از رود تالار و آب بندان. محصول آنجا برنج،پنبه، غلات، صیفی، کنجد، مرکبات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
گالش کلا. [ ل ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در 4 هزاروپانصدگزی خاور آمل. دشت معتدل مرطوب مالاریائی، دارای 130 تن سکنه، لهجه آنان مازندرانی و فارسی. آب آن از رودخانه هزار، محصول آنجا برنج، جو، حبوبات،صیفی، شغل اهالی زراعت، راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ). و رجوع به سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 113 و 117 بخش انگلیسی شود.
گالش کلا. [ ل ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رودپی بخش مرکزی شهرستان ساری، واقع در 16 هزارگزی شمال ساری و 4 هزارگزی باختر شوسه ساری به فرح آباد دشت، هوای آن معتدل مرطوب مالاریائی، دارای 100 تن سکنه.لهجه آنان مازندرانی و فارسی، آب آن از رودخانه تجن، محصول آنجا برنج، غلات، صیفی، شغل اهالی زراعت، راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
گالش کلا. [ ل ِ ک َ ] ( اِخ ) نام یکی از قرای هفتگانه رکن کلا از دهستان تالارپی بخش مرکزی شهرستان شاهی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).