لغت نامه دهخدا
( کیدآور ) کیدآور. [ ک َ / ک ِ وَ ] ( نف مرکب ) مکار. حیله گر. ( فرهنگ فارسی معین ).
( کیدآور ) کیدآور. [ ک َ / ک ِ وَ ] ( نف مرکب ) مکار. حیله گر. ( فرهنگ فارسی معین ).
( کید آور ) ( ~. وَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) مکار، حیله گر.
( کید آور ) ( صفت ) مکار حیله گر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمهای او میتوان به شبهای پرحرارت پوپیا و رتلر کید اشاره کرد.
💡 که چون شاه فارغ شد از کار کید گهی رای میکرد و گه رای صید
💡 توماس کید فرزند فرانسیس و آنا کید در ۶ نوامبر ۱۵۵۸ در لندن به دنیا آمد.
💡 در میان مشاهیر، کید راک و امینم از طرفداران بزرگ این تیم محسوب میگردند.
💡 یکی از کید شد پر خون، دوم شد چاک از تهمت سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر
💡 من و کید و جبپال و بی مر سوار برآرم به کوپال و خنجر دمار