فرهنگستان زبان و ادب
{field archery} [ورزش] ماده ای در ورزش کمان گیری که در آن کمان گیر پس از پرتاب تیر، به سوی تیرنشان بعدی حرکت می کند
{field archery} [ورزش] ماده ای در ورزش کمان گیری که در آن کمان گیر پس از پرتاب تیر، به سوی تیرنشان بعدی حرکت می کند
💡 بیابان را به شهر آوردم از جذب جنون خود ز سیلاب سرشکم، خانهام گردید صحرایی
💡 مرا وحشینگاهی کرده سرگردان صحرایی که چون ریگ روان دل میتوان رفت از بیابانش
💡 در سال ۱۳۵۱ شصت مورد درگیری نظامی همراه با توپ و تانک و توپهای صحرایی رخ داد.
💡 گر پری رویی نباشد، همرهم در باغ و صحرا خوش به چشمم بی رخ او، باغ و صحرایی نباشد
💡 بعضی از گونههای جگن الیاف محکمی دارند که از آن حصیر، سبد و پارچههای ضخیم میبافند. از جگن در سیستان و بلوچستان و در بعضی از نقاط دیگر ایران آلونکهای موقت صحرایی برپا میکنند و برای پوشاندن سقف خانهها و نیز ساختن نوعی قایق از آن استفاده می کنند.
💡 زاویه مشابه سایر بخش های عمده ای از استان مرکزی، در منطقه آب و هوایی صحرایی سرد قرار گرفته است.