چراغان روز اسفن

لغت نامه دهخدا

چراغان روز اسفند. [ چ َ / چ ِ ن ِ زِ اِ ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز سوم از فردجان، که بتازی «خمسه مسترقه » گویند و فارسیان در آنروز جشن کنند و آتش افروزند. و در سروری است که در آن روز جشن چراغان کنند، نه شب. ( آنندراج ). روز سوم اسفند ماه:
سیاه روز شدم بهر عشرت دگران
درین زمانه چراغان روز اسفندم.اشرف ( از آنندراج ).

جمله سازی با چراغان روز اسفن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل آیینه دارد از رخت جوش چراغان در بغل!

💡 در کاخها غالباً در جشن‌ها، در کنار حوض‌ها و استخرها چراغانی می‌شد تا از انعکاس نور چراغها در آب، جلوه‌های بصری چشمگیری پدید آید.

💡 اگر چون دیگران شمعی ز دلسوزی نمی آری چراغان کن ز نقش پای خود خاک شهیدان را

💡 در آذر ماه ۱۳۰۴ شمسی، مجلس مؤسسان مقام سلطنت را به رضاشاه، سرسلسلهٔ خاندان پهلوی سپرد؛ برای جلوس رضاشاه در تمام شهرها از جمله سبزوار جشن و چراغانی بود.

💡 چراغان کرده از شمع مزار کشتگان هر سو تو چون از جوش رعنایی کشی بر خاک دامن را

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز