پیکان فشان

لغت نامه دهخدا

پیکان فشان. [ پ َ / پ ِ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) مصحف پیکان نشان در بیتی از نظامی. رجوع به شاهد لغت پیکان کش شود.

فرهنگ فارسی

مصحف پیکان نشان در بیتی از نظامی

جمله سازی با پیکان فشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهرا مغانی (زادهٔ ۱۶ دی ۱۳۸۰ در تهران) بازیکن تیم ملی والیبال زنان ایران است. وی بازیکن سابق باشگاه پیکان و پورتو پرتغال است.

💡 وی در نیم فصل ۱۳۹۰ به تیم مس سرچشمه پیوست و سپس به عضویت تیم‌های صنعت نفت آبادان، داماش گیلان و پیکان تهران درآمد.

💡 صد تیر آهم در جگر وز کس نجستم جرعه یی زخم نهانم را دهن جز زهر پیکان خوش نکرد

💡 نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آید که شاید دامن پیکان گرفته جان برون آید

💡 پیدا نشد مغز طرب در استخوان هر گر مرا تا مرهم پیکان او در استخوان من نشد

💡 ز اهل دل مجو زیر فلک آسایش خاطر دل خود می خورد در خانه تنگ کمان پیکان