با گذر زمان و تغییر شرایط و اوضاع، بسیاری از احکام دینی نیز دستخوش تغییر میشوند و تطبیق آنها بر موضوعات مختلف نیازمند توجه به مقتضیات زمان و مکان است. برای نمونه، در دورههای گذشته، برای دفاع و جنگ با دشمن، ابزارهایی مانند نیزه، سپر، تیر و کمان، زه، اسب و سایر تجهیزات نظامی ضروری بود و وجوب تهیه این وسایل، برگرفته از آیاتی همچون «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل» بود. در آن زمان، رعایت این واجبات مستلزم فراهم آوردن همین تجهیزات و تسلیحات مرسوم بود و هیچکس بر این باور نبود که میتوان وجوب را بر ابزار جدید تطبیق نداد یا صرفاً بر ابزار گذشته اکتفا کرد.
با پیشرفت علم و تکنولوژی و تغییر نوع تهدیدات، دشمنان امروزی با استفاده از تانک، توپ، هواپیما، موشک و دیگر تسلیحات پیشرفته به میدان جنگ وارد میشوند. بنابراین، وجوب تهیه ابزار دفاعی و نظامی، دیگر بر اسب و کمان و تیر و زره سابق منطبق نیست، بلکه بر اسلحه و تجهیزات روز و مشابه یا حتی برتر از آنها صدق میکند. هیچکس نمیگوید که صرفاً به دلیل حضور لفظ «خیل» در آیات قرآن، تهیه اسب همچنان ضروری است، زیرا موضوع حکم، تغییر یافته و مقتضیات زمان حکمفرماست.
به بیان دیگر، تغییر شرایط و تحول اوضاع سبب میشود که حکم دینی، موضوع اولیه خود را ترک کرده و بر موضوع جدیدی منطبق شود. ابزار جنگی سابق کنار گذاشته میشود و جای آن را تجهیزات مدرن میگیرد، به گونهای که وجوب تهیه و آمادگی، به مقتضای تهدیدات و فناوری روز تعیین میگردد. این اصل نشان میدهد که احکام دینی با وجود ثبات در مبانی، قابلیت انعطاف دارند و با در نظر گرفتن زمان، مکان و شرایط، تطبیق و بهروز شدن آنها، نه تنها مجاز بلکه ضروری است.