نقش نگاشتن

لغت نامه دهخدا

نقش نگاشتن. [ ن َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نقاشی کردن. تصویر کردن:
فریاد ز دست نقش، فریاد
زآن دست که نقش می نگارد.سعدی.

فرهنگ فارسی

نقاشی کردن. تصویر کردن.

جمله سازی با نقش نگاشتن

💡 در رتبه‌بندی لیست‌ها، برای تبدیل یک لیست پیوندی به یک آرایه خروجی، از جمع پیشوندی استفاده می‌شود بدین نحو که یک آرایهٔ ورودی از ۱ها به اندازه طول لیست پیوندی ساخته می‌شود سپس با استفاده از جمع پیشوندی این آرایه، اندیس متناظر برای نگاشتن هر عنصر در لیست پیوندی به آرایه خروجی موردنظر ایجاد می‌شود که نشان‌دهنده موقعیت آن عنصر در آرایه خروجی است.

💡 در اواخر عمر به اندیشه نوشتن تاریخ خوزستان افتاد و سفرهای زیادی به نقاط مختلف انجام داد و مطالب زیادی برای نگاشتن تاریخ خوزستان جمع‌آوری کرد. متأسفانه قبل از تکمیل این کتاب در سال ۱۳۲۴ خورشیدی درگذشت و این کتاب (تاریخ جغرافیایی خوزستان) توسط برادر کوچکتر او سید محمدعلی امام شوشتری تکمیل و چاپ گردید.

💡 ۵۹. نگار: پسوند نگاشتن، نوشتن و رسم کردن و نقش کشیدن است.

💡 من به جرج روی هیل و یونیورسال استودیوز بسیار علاقه‌مندم؛ چرا که نسخه‌ای بی‌نقص از رمان مرا به روی پرده بردند… من هربار که آن فیلم را می‌بینم، به شعف می‌آیم، چراکه احساس جاری در این فیلم، بسیار منطبق با حسی است که در هنگام نگاشتن کتاب داشتم.

💡 راسل با نگاشتن آثاری شاخص در دفاع از انسان‌گرایی و آزادی بیان، در سال ۱۹۵۰، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز