لغت نامه دهخدا
نقش کشیدن. [ن َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تصویر کردن:
نقش چشم خویش بر بال کبوتر می کشم
طالب دیدار را زین خوبتر مکتوب نیست.قدسی ( از آنندراج ).
نقش کشیدن. [ن َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تصویر کردن:
نقش چشم خویش بر بال کبوتر می کشم
طالب دیدار را زین خوبتر مکتوب نیست.قدسی ( از آنندراج ).
تصویر کردن
💡 کشیدن قلیان اثرات مخربی بر عملکرد قلبی عروقی، ضربان قلب، فشار خون و سیستم تنفسی دارد. دود قلیان در توسعه سرطان نیز نقش دارد.