لغت نامه دهخدا
نجیب الاطراف. [ ن َ بُل ْ اَ ] ( ع ص مرکب ) که اجداد و پدران مادری و پدری نجیب دارد. نجیب زاد. اصیل.
نجیب الاطراف. [ ن َ بُل ْ اَ ] ( ع ص مرکب ) که اجداد و پدران مادری و پدری نجیب دارد. نجیب زاد. اصیل.
آنکه از طرف اجداد پدری و مادری هر دو نجیب باشد نجیب زاده.
که اجداد و پدران مادری و پدری نجیب دارد. نجیب زاد. اصیل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و چه بسا كه اين دو آيه را طورى تقرير كرده اند كه از آن دو برهان استفاده مى شود،البته نه آنطورى كه بيضاوى تقرير كرده بود. و خلاصه آن تقرير اين است كه:خداى واحدى كه به قدرتش بر همه اسبابهاى متفرقه اى كه در عالم تاءثير دارند قاهرباشد و آنها را طورى به راه بيندازد كه از آثار متفرقه و متنوعه آنها يك نظام واحد و غيرمتناقض الاطراف - نظير نظام فعلى كه در اين عالم مشاهده مى كنيم - پديد آورد بهتراست از خدايان متعددى كه از هر كدام آنها يك نظام و در نتيجه نظامهاى مختلف و تدابيرمتضادى بوجود آيد، و در نتيجه منجر به از هم پاشيدگى نظام عالم و فساد تدبير واحدو عمومى آن شود.
💡 و كوتاه سخن اينكه، موسى (عليه السلام ) از پروردگارش درخواست مى كند كه ازخاندانش وزيرى برايش قرار دهد، آنگاه آن رابيان نموده مى گويد: منظورم از او هارونبرادرم مى باشد، و اگر درخواست وزير كرد، بدين جهت بود كه امر رسالت امرى استكثير الاطراف، و اطراف و جوانبش ازهم دور، و او به تنهائى نمى تواند به همه جوانبدور از هم آن برسد، ناگزير وزيرى لازم دارد كه در امر رسالت با او شركت جسته،بعضى از جوانب آن را اداره كند، و بار او سبك شود، و در آنچه او مى كند وزيرش مؤ يدشباشد، اين است معناى آيه بعدى كه به منزله تفسير وزير قرار دادن است، و مى فرمايد(اشدد به ازرى و اشركه فى امرى ).