منوچهر شست کله
لغت نامه دهخدا
منوچهر شست کله. [م َ چ ِ رِ ش َ ک ُ ل َه ْ ] ( اِخ ) رجوع به شصت کله شود.
جمله سازی با منوچهر شست کله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سراسر سزای منوچهر دید دل خویش را زو پر از مهر دید
💡 منوچهر بر دیو خیره بماند بسی نام دادار یزدان بخواند
💡 منوچهر ستوده گویشهای زبان گیلکی رایج در گیلان را به بخشهای زیر تقسیم کردهاست:
💡 بدان آگهی شد منوچهر شاد بسی از جهان آفرین کرد یاد
💡 ز گاه منوچهر یزدان پرست که توران ز شمشیر او گشت پست