منادی گری

لغت نامه دهخدا

منادی گری. [ م ُ دا گ َ / م ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل منادی گر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به منادی گر شود.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل و منادی گر.

جمله سازی با منادی گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این آسیب بهر آستین و جیب خواهد رسید و این منادی بهر کوی و وادی بر خواهد آمد، پس واجب و نافله با اهل قافله فرو گذاشتم و بدریافت آن مصیبت بشتافتم و بدیدن آن تربت رای کردم و خود را در آن صف ماتم جای دادم.

💡 پیش تابوتم منادی کن بگو این بنده ای است کو گنه بسیار کرده برخدا کرد اعتماد

💡 حسین منادی فوتبال خود را در سال ۱۳۸۰ و با تیم نونهالان گهر دورود آغاز کرد. منادی در تمامی رده‌های سنی این تیم بازی کرده‌است. او توانست در سال ۱۳۹۱ به همراه تیم نوجوانان گهر دورود به لیگ برتر صعود کند.

💡 محمدحسین اکبر منادی (زادهٔ ۱۱ بهمن ۱۳۷۴) بازیکن فوتبال اهل ایران است که در پست دروازه‌بان برای باشگاه فوتبال هوادار بازی می‌کند.

💡 همین منادی عشقست در درون خراب که آنکه می‌دهد این ملک را رواج یکیست

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز