قیمه قیمه کردن. [ ق َ م َ ق َ م َ / ق ِ م ِ ق ِ م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ریزریز کردن. خردخرد کردن چیزی را ( گوشت و جز آن ). ( فرهنگ فارسی معین ): نمیدهد دل روشن ز دست همواری برنگ کچکرش از تیغ قیمه قیمه کنند.محسن تأثیر ( از آنندراج ).|| کسی یا چیزی را له و لورده کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). || سخت زخم زدن. سخت مجروح کردن ( چاقوکشان در مقام تهدید بحریف خود گویند: قیمه قیمه ات میکنم ). ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
( ~. ~. کَ دَ ) [ تر - فا. ] (مص م. ) ریز ریز کردن، تکه تکه کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ریز ریز کردن خرد خرد کردن چیزی را ( گوشت و جز آن را ): نمی دهد دل روشن ز دست همواری برنگ کچکرش از تیغ قیمه قیمه کنند. ( محسن تاثیر بها آنند ) ۲ - کسی را له و لورده کردن ۳ - سخت زخم زدن سخت مجروح کردن ( چاقو کشان در مقام تهدید بحریف خود گویند قیمه قیمه ات می کنم )
ویکی واژه
ریز ریز کردن، تکه تکه کردن.
جمله سازی با قیمه قیمه کردن
💡 قدمت این خوراک به درستی مشخص نیست. بنابر فرهنگ دهخدا واژه قیمه از ترکی به معنای گوشت تکه شده ریشه گرفتهاست. شاردن که در دوره صفوی به ایران سفر کرده است از این خورش نام میبرد. همچنین نادر میرزا قاجار آن را شاهنشاه خورش و مربوط به دوره ساسانی میداند.
💡 در قزوین ادویهای به نام ادویه مخصوص قیمه نثار وجود دارد که اگر بتوان نوع مرغوب آن را پیدا کرد، خوراک بینهایت خوش عطر میشود. این خوراک درگذشته جزو خوراکهای تشریفاتی محسوب میشد و در عروسیها هم به عنوان شام عروسی همراه با سبزی خوردن سرو میشدهاست.
💡 مسلمانان در کرالا نمونهای از پیتیو را به نام irachiputti میخورند که در آن برنج با گوشت قیمه لایه لایه شدهاست. پیتیو در موریس نیز بسیار رایج است. معمولاً توسط دستفروشان فروخته میشود و به عنوان میانوعده سرو میشود. مواد تشکیل دهنده یکسان هستند. آرد برنج، شکر و نارگیل خشک شده اما در استوانههای فلزی پخته شدهاست.