لغت نامه دهخدا
قوش کهنه. [ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کندکلی بخش سرخس شهرستان مشهد، سکنه آن 300 تن. آب آن از قنات و رودخانه. محصول آن غلات. شغل اهالی آنجا زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
قوش کهنه. [ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کندکلی بخش سرخس شهرستان مشهد، سکنه آن 300 تن. آب آن از قنات و رودخانه. محصول آن غلات. شغل اهالی آنجا زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی از دهستان کندکلی بخش سرخس شهرستان مشهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی صد شد زخط کیفیت لبهای میگونش شراب کهنه جان میکشان را تازه می سازد
💡 نو بود این مجلس و عالم کهن تازه به از مانده به از کهنه نو
💡 گفتم اگرچه ما و تو باهم مقابلیم فرق من و تو چیست ایا کهنه اوستاد
💡 با بخردان، جفای فلک رسم کهنه ای ست بر ما ترفّعت، ستم آسمانی است
💡 پیش چرخ بی مروت آبروی خود مریز این سبوی کهنه هیهات است نم بیرون دهد