قره خوجه لو
لغت نامه دهخدا
قره خوجه لو. [ق َ رَ خ ُ ج َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان ارسکنار پلدشت شهرستان ماکو واقع در 11 هزارگزی شمال باختری پلدشت و 8500 گزی خاور راه ارابه رو شوربلاغ. موقع جغرافیایی آن گرمسیر مالاریایی است. سکنه آن 52 تن. آب آن از رود ارس و محصول آن غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ دهستان ارسکنار پلدشت شهرستان ماکو. واقع در ۱۱ هزار گزی پلدشت و ۸۵٠٠ گزی خاور راه ارابه رو شوربلاغ و موقع جغرافیایی آن گرمسیر و مالاریائی است.
جمله سازی با قره خوجه لو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انور خوجه، دیکتاتور آلبانی، هدف از ساخت سنگرها را آمادگی برای دفاع دربرابر «دشمن امپریالیستی» تعریف کردهبود.
💡 در طول جنگ سرد، رهبر کمونیست آلبانیایی، انور خوجه به دلیل روابطش با کشورهای عربی و ممنوعیت هرگونه مذهب در آلبانی، روابط خود را با اسرائیل متشنج کرد.
💡 فعالیت این سازمان به خارج از قاره آفریقا نیز کشیده شدهاست، علاوه بر فعالیت در کشورهای خوجهنشین آفریقایی مانند کنیا و… در کشورهای آمریکا، سوئد و… نیز شعبههایی دارد.