قاضی بساطی

لغت نامه دهخدا

قاضی بساطی. [ ب ِ ] ( اِخ ) محمدبن احمدبن عثمان بساطی، ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوعبداﷲ. از قبیله طائی و از علمای مالکی مذهب است. وی به سال 778 هَ. ق. در 18سالگی به مصر رفت و در فقه و اصول و معانی و بیان و علوم عربی و فنون عقلی براعت یافت و مدتی در کمال فقر و تنگدستی بوده به طوری که بر روی پوست نی خوابیدی تا در نتیجه صبر و تحمل بخت خفته اش بیدار و به مدرسی شهرهائی منصوب عاقبت قاضی القضاة دیار مصر بود و مدت بیست سال با کمال استقلال به تمشیت امور قضائی اشتغال داشته و امام شمنی و قاضی القضاة محیی الدین مالکی و جمعی دیگر از اکابر وقت از وی استفاده علمی نموده اند. او راست: 1- حاشیه شرح مطالع. 2- حاشیه مطول. 3- حاشیه مواقف. 4- شفاء العلیل فی شرح مختصر الشیخ خلیل در فقه مالکی. 5- المغنی در فقه. وی در روز پنجشنبه 12 رمضان سال 842 به مرض قولنج وفات یافت. ( کشف الظنون ) ( روضات الجنات ص 794 ) ( ریحانة الادب ج 3 ص 275 ).

فرهنگ فارسی

محمد بن احمد بن عثمان بساطی ملقب به شمس الدین و مکنی به ابو عبدالله از قبیله طائی و از علمای مالکی مذهب است.

جمله سازی با قاضی بساطی

💡 بساطی شاهوار افکنده زربفت که گنجی برد هر بادی کز او رفت

💡 بساطی نیست بزم عشرت قربانی ما را مگر بافند از تار دم ساطور قصابش

💡 وقت است تا شویم ز هر کس کناره جوی با ساقی افکنیم بساطی کنار جوی

💡 زمین کو بساطی شد آراسته غباری شد از جای برخاسته

💡 دل نیست بساطی که فضولی رسد آنجا طور ادبم سرمهٔ آوازکلیمم

💡 نثارش همه زر و مشک و عبیر بساطی بیفکنده یکسر حریر

زبان مادری یعنی چه؟
زبان مادری یعنی چه؟
هنگ یعنی چه؟
هنگ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز