لغت نامه دهخدا
غفلت ورزی. [ غ َ / غ ِ ل َ وَ ] ( حامص مرکب ) بی خبری. بی اعتنایی. بی احتیاطی. بی پروایی. ( ناظم الاطباء ). غفلت ورزیدن. غفلت کردن. غافل بودن. ناآگاهی داشتن. غفلان؛ غفلت ورزی. ( منتهی الارب ). رجوع به غفلت و غفلة شود.
غفلت ورزی. [ غ َ / غ ِ ل َ وَ ] ( حامص مرکب ) بی خبری. بی اعتنایی. بی احتیاطی. بی پروایی. ( ناظم الاطباء ). غفلت ورزیدن. غفلت کردن. غافل بودن. ناآگاهی داشتن. غفلان؛ غفلت ورزی. ( منتهی الارب ). رجوع به غفلت و غفلة شود.
غافلی بی خبری نا آگاهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1- فريبكارى، بى نشاطى در نماز، رياكارى و غفلت از ياد خدا، از نشانه هاى نفاق است. (ان المنافقين يخادعون، يراؤ ون، لا يذكرون )
💡 هست اگر آسایشی زیر فلک، در غفلت است وای بر آن کس کز این خواب گران برخاسته است
💡 خدايا! من با اين همه غفلت از واجبات و تعدّى از مرزها و حريم شكستن ها، چگونه به وسيلهنافله ها و مستحبّات، به سوى تو راه يابم ؟
💡 زيارت، ذكر و تذكير است، - ذكرى - غفلت كش و تذكرىجهل سوز و نيز به ياد آوردن مسئوليت سنگين خويش، درتحمل بار امانت الهى است.
💡 مستى غفلت و غرور <>على عليه السلام فرمود: كسانى كه مست غفلت و غرور هستند خيلى ديرتر از مست شدگاناز شراب به هوش مى آيند.