لغت نامه دهخدا
غفلان. [ غ ُ ] ( ع اِمص ) غفلت ورزی و بیخبری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسم مصدر از غَفَل. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) غافل. ( اقرب الموارد ). بی اندیشه و غافل و بیخبر و بی پروا. ( ناظم الاطباء ).
غفلان. [ غ ُ ] ( ع اِمص ) غفلت ورزی و بیخبری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسم مصدر از غَفَل. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) غافل. ( اقرب الموارد ). بی اندیشه و غافل و بیخبر و بی پروا. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر به آتش می رود این غفلان از راه آب آخر