لغت نامه دهخدا
علی گلشنی. [ ع َ ی ِ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) ابن احمد خیالی بن ابراهیم گلشنی. مشهور به صفوتی. رجوع به علی صفوتی شود.
علی گلشنی. [ ع َ ی ِ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) ابن احمد خیالی بن ابراهیم گلشنی. مشهور به صفوتی. رجوع به علی صفوتی شود.
ابن احمد خیالی بن ابراهیم گلشنی مشهور به صفوتی
💡 شوق لب تو میدهد ذوق سخن کمال را مرغ سخنسرا نشد تا که نگشت گلشنی
💡 بویی ز گلشنی است بهدل خارخار ما باید که بشکفد گلی آخر ز خار ما
💡 زمین معرکه گردید گلشنی کآنرا نهال نیزه و گل خود و سبزه خنجر شد
💡 گفتگوی عشق او دارند با هم در میان گلخنی با گلخنی و گلشنی با گلشنی
💡 چو مست باده رخ از روزنی برون آرد چه روی نام خدا گلشنی برون آرد