علی حوری

لغت نامه دهخدا

علی حوری. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن حسین جوری ( یاحوری )، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی جوری شود.
علی حوری. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن محمدبن علی بن منصور حوری، مکنّی به ابوالحسن. وی ادیب و شاعر و نویسنده بود و در ربیعالاول سال 497 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج 5 ص 410 ).

فرهنگ فارسی

ابن محمد بن علی بن منصور حوری مکنی به ابوالحسن وی ادیب و شاعر و نویسنده بود و در ربیع الاول سال ۴۹۷ قمری درگذشت

جمله سازی با علی حوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر جهان سر تا به سر حوری شود دیده ی جان باشدم بر سوی او

💡 زیب و فریب آدمیان را نهایت است حوری مگر نه از گل آدم سرشته‌ای

💡 چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم که در ضمیر نیامد خیال حوری عینم

💡 حوری روح چهره خود کی نمایدت با دیو نفس تا تو برغبت موافقی

💡 صدکوثر جان‌پرور، دیدم به یک آبشخور گرد لب هر کوثر حوری به نگهبانی

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز