طرفه ٔ بغداد

لغت نامه دهخدا

طرفه بغداد. [ طُ ف َ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) نام مردی بازیگر، چون این قوم در بغداد [ که ] سرآمد هر شهر است [ بسیار بوده اند ] طرفه بغداد مشهور شده است. جلالای طباطبا نوشته: «از شوخی و طُرفگی یادی از طرفه بغداد میداد». و صاحب کشف اللغات، بوالعجب را هم بمعنی استاد بازیگر بغداد آورده و اعجوبگی نیز بازیگری است. ( آنندراج ):
دست بگیرد ز بوحنیفه رسولت
طرفه تر است این سخن ز طرفه بغداد.ناصرخسرو.و نادرتر آنکه از نادانی طرار بصره شما را طرفه بغداد مینماید. ( کلیله و دمنه ).
هرگزم روزی نکرد آن طرفه ٔبغداد داد
خرمن امید از آن رو کرده ام بر باد باد.کمال خجندی.

فرهنگ فارسی

نام مردی بازیگر چون این قوم در بغداد سر آمد هر شهر است.

جمله سازی با طرفه ٔ بغداد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی دیوانه در بغداد بودی که نه یک حرف گفتی نه شنودی

💡 نزد مصری شهر بغداد است هیچ کوبنان چبود که کرمان هیچ نیست

💡 در امشب آنچه گویم گیر در یاد که معلومت کنم در ملک بغداد

💡 اناالحق گویم اندر ملک بغداد ز عین عالم و معنی وهم داد

💡 چون ز بغداد آمد او تا سوی مصر گرم شد پشتش چو دید او روی مصر

💡 چون کاروان فرو شد در شهر بند بغداد در آن دیار دلکش یاری بدش یگانه

دوری کن یعنی چه؟
دوری کن یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز