لغت نامه دهخدا
طاردالنوم. [ رِ دُن ْ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) سنگی سفید است که بسیاهی زند و آن گران وزن و خشن بود و باشد که سبز بودبقدر ده حبه به هر که درآویزند خواب نکند و چشم بر هم نزند و بقدر نیمدانگ جذام ببرد. ( نزهة القلوب ).
طاردالنوم. [ رِ دُن ْ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) سنگی سفید است که بسیاهی زند و آن گران وزن و خشن بود و باشد که سبز بودبقدر ده حبه به هر که درآویزند خواب نکند و چشم بر هم نزند و بقدر نیمدانگ جذام ببرد. ( نزهة القلوب ).
سنگی سفید است که بسیاهی زند و آن گران وزن و خشن بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (و عنه عليه السلام: اصناف السكر اربعة: سكر الشباب و سكرالمال و سكر النوم و سكر الملك.(162) )
💡 قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يا على خمسة تميت القلب كثرةالاكل و كثرة النوم و كثرة اللكلام و كثرة الضحك و كثرة هم القلب واكل الحرام يطرد الايمان. (102)
💡 يا اوليا الله الكل الخبز بالملح الجريش، و النوم علىالمزابل خير كثير مع عافيه الدنيا و الاخرة
💡 ((و قد قلبت هذا الامر بطنه و ظهره حتى منعنى النوم، فما وجدتنى يسعنى الا قتالهماو الجحود...)) (58)
💡 سپس زهرى مى گويد: ((بلال در اذان صبح افزود ((الصلاة خير من النوم )) پيغمبر -صلّى اللّه عليه وآله - هم آن را تثبيت كرد...)).
💡 و نيز از جابر بن عبدالله روايت كرده است كه: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: من رآنى فى النوم، فقد رآنى؛ فانه لاينبغىللشيطان ان يتشبه بى .