شاه تبار

لغت نامه دهخدا

شاه تبار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) کسی که نژاد از شاهان دارد. کسی که نسبت وی به شاهان پیوندد. شاهزاده:
در پرده اندیشه بیارای عروسی
پس جلوه کنش پیش شهی شاه تباری.سنایی.

فرهنگ فارسی

کسی که نژاد از شاهان دارد ٠ کسیکه نسبت وی به شاهان پیوندد ٠ شاهزاده ٠

جمله سازی با شاه تبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او باربادوسی تبار است ولی در رده‌های پایه برای تیم ملی فوتبال انگلستان بازی کرده‌است.

💡 3 - اين دو بزرگوار فرع يك اصل و از تبار تابناك قريش اند

💡 خدایگان تو با تو بخوبی آن کردست که نسبت تو ندیدند در تبار و گهر

💡 وین تبار تو که روی صد هزاران لشکرند تا ابد در خدمتت بادند، ای پشت تبار

💡 ‫می دیدم از تبار من آنجا که مانده است ؟‬ ‫بیر گؤرئیدیم آیریلیغی کیم سالدی‬

💡 خریمی سغدی در شعرهایش به تبار ایرانیش می‌بالید برای نمونه در شعر زیر:

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
نیزه یعنی چه؟
نیزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز