شاخ هفت بیخ

لغت نامه دهخدا

شاخ هفت بیخ. [ خ ِ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از هفت فلک. ( هفت پیکر نظامی گنجوی حاشیه ص 45 ):
از سر این شاخ هفت بیخ بزن
وز سم این نعل چارمیخ بکن.نظامی ( هفت پیکر ).مرحوم وحید دستگردی در معنی این بیت آورده است: «بهیمی سم آز و شهوات را از پای خود بکن و از سفالین خم فلک الافلاک تا سر بدر کنی شاخ هفت بیخ هفت فلک را از سر خود دور ساز و نعل زمین که بچارمیخ چهار عنصر بر سم تو کوبیده شده بدور افکن و از عالم جسمانی درگذر.»

فرهنگ فارسی

کنایه از هفت فلک

جمله سازی با شاخ هفت بیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوش دیدم شاخ طوبی را به باغ سدره خواب آرزوی قد آن سرو روانم تازه کرد

💡 به جعد آن نکند کاروان دل منزل به شاخ این نکند شاهباز جان مسکن

💡 شاخ طوبای قدش بسکه بخون غلطان شد شاخۀ مرجان شد

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز