لغت نامه دهخدا
سوک نامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) تسلیت نامه:
به نزد نریمان چو یک هفته بود
یکی سوک نامه فرستاد زود.اسدی.
سوک نامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) تسلیت نامه:
به نزد نریمان چو یک هفته بود
یکی سوک نامه فرستاد زود.اسدی.
تسلیت نامه
نامه مبتنی بر تعزیت و سوگواری تعزیت نامه.
💡 چو برخواند آن نامه را شهریار بپژمرد زان لشکر بیشمار
💡 همان نامه را مرد توسن براند میان دولشگر باستاد و خواند
💡 من این نامه که اکنون مینویسم به آب چشم پر خون مینویسم
💡 یکی نامه زی پهلوان تیز کرد نوندش بره باد را تیز کرد
💡 به نامه دورن آنچه کردست یاد بخواند بداند نپیچد ز داد