سنان گزاری

لغت نامه دهخدا

سنان گزاری. [ س ِ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل سنان گزار:
تیغ صبح از سنان گزاری او
سپر افکند با سواری او.نظامی.

فرهنگ فارسی

عمل سنان گزار

جمله سازی با سنان گزاری

💡 شرمتان باد، آخر این یاری بود؟ حق گزاری و وفاداری بود؟

💡 کسی را که حق داد بر خلق دست نشاید که جز حق گزاری کند

💡 ز ما لشکر و ساز و یاری و گنج وزو مردی و کین گزاری و رنج

💡 چو کار ما به کام ما گزاری ز ما یابی هر امّیدی که داری

💡 من و این سپه ز آسمان آمدیم به خدمت گزاری چمان آمدیم

💡 وگر جمله حق است قول خدای بر این راه پس چون گزاری قدم؟

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز