زاگ سیاه

لغت نامه دهخدا

زاگ سیاه. [ گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن را بعربی زاج الاساکفه گویند. ( برهان قاطع ). و رجوع به زاج اساکفه و زاج کفشگران شود.

جمله سازی با زاگ سیاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازین رو سیاهی ترا ننگ نیست برون از سیاهی مگر رنگ نیست

💡 هر سر سزای افسر بخت سیاه نیست این تاج از سری است که شق چون قلم شود

💡 بر بیاض عارض او از غبار خط نرفت آنچه بر روز من از زلف سیاه او گذشت

💡 ما و من آخر سواد یأس روشن می‌کند خلقی از مشق نفس آیینه می‌سازد سیاه

💡 ولیکن سیاه است چون من سبید که کشتی برایشان نیاید بدید

💡 اگر نه زلف سیاه تو غالیه‌ست به طبع چرا نهاده سر خویش پیش غالیه‌دان

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز