زال سپیدرو
لغت نامه دهخدا
زال سپیدرو. [ ل ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا است. ( آنندراج ). بمعنی زال رعنا است که دنیا باشد. ( برهان قاطع ). || کنایه از بی مهر و بی شفقت باشد. ( آنندراج ). رجوع به ماده قبل شود.
جمله سازی با زال سپیدرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رخشآلانها (به آسی: ruxsalan، به معنای اَلانان رخشنده/درخشان) (از روی یونانی روکسآلانها هم نوشتهاند) تیرهای از ایرانیتباران سرم بودند که این نام را برای روشنی پوست یا پوشش آنان به ایشان داده بودند. این نام، گویش و نگارش لاتینِ رخشآلانی (روس آلان، روکاس، روگاس) است. تیره ای پرشمار و بسیار کهن از تیره باختری ایرانیان سرمتی (باختریترین سکاها) بودند که در دشتهای خاور اروپای امروزی در کنار دیگر سکاها و ماساگتها و سرمها میزیستهاند و به چند زبان سخن میگفتند. رخشآلانها را آلانهای سپیدروی میدانند (روخش: روشن). حتی وردانسکی نام روس را از آنان سرچشمه میداند و نیز مردمی با نام روکاس (یا روگاس) که در نبردی از پادشاهی استروگوتها شکست میخورند را آمیزه ای از رخش با آس (آلانها همان آسیها هستند) میداند.