دوخته پوشی

لغت نامه دهخدا

دوخته پوشی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت دوخته پوش. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوخته پوش شود.

فرهنگ فارسی

عمل و صفت دوخته پوش.

جمله سازی با دوخته پوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ، ملکهٔ سابق ایران در دههٔ پنجاه خورشیدی دوخته‌بود، از جمله این آثار است.

💡 دوخته بودم به صبر چاک دل خویش را پیرهن طاقتم باز قبا کرده‌ای

💡 بیدلی صبر نیندوخته ای می خواهد عاشقی چشم نظر دوخته ای می خواهد

💡 گاهی به کوروساوا ایراد گرفته‌اند که نگاه خود را بیش از اندازه به «غرب» دوخته است.

💡 جلوباز دوخته میشد و کمربند و دو جیب با دهانهٔ کج در طرفین داشت.

💡 مایه آرام دل، چشم هوس بستن است از تپش آسوده است، باز نظر دوخته

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز