دلالت طبعی به معنای دلالتی است که بهطور طبیعی و بدون آموزش، بین لفظ (دال) و معنا (مدلول) ایجاد میشود و از ویژگیهای ذاتی عقل و طبع انسان ناشی میگردد. وقتی بین یک لفظ و مدلول آن پیوندی ذاتی وجود داشته باشد و طبع انسان آن را بهطور طبیعی بفهمد، به آن دلالت طبعی گفته میشود. به عبارت دیگر، این دلالت زمانی رخ میدهد که عقل انسان به واسطه فطرت و طبیعت خود، از یک علامت یا لفظ به معنای واقعی آن منتقل شود، بدون آنکه تعلیم دیده باشد. برای مثال وقتی شخصی هنگام درد فریاد «آخ» میزند، شنونده به طور طبیعی درمییابد که او درد دارد و این فهم، بر اساس دلالت طبعی است. این نوع دلالت از اقسام دلالت ذاتی به شمار میرود و با دلالت عقلی و دلالت وضعی تفاوت دارد، و شدت و نحوه آن ممکن است بسته به طبع و تجربههای افراد متفاوت باشد. مهمترین نکته در دلالت طبعی این است که ارتباط لفظ و معنا به حکم طبیعت انسان و بدون دخالت اراده گوینده برقرار میشود. به عبارت ساده، این دلالت همان فهم فطری و غریزی معانی از علامتها و الفاظ است که همه انسانها به نحوی از آن بهرهمندند.
دلالت طبعی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] دلالت طبعی به معنی دلالت ناشی از ملازمه بین دالّ و مدلول به حکم طبع انسانی است.
دلالت طبعی، از اقسام دلالت ذاتی است. هرگاه ملازمه بین دو چیز طبعی باشد؛ یعنی طبع انسان آن را اقتضا کند، به دلالت ناشی از آن، دلالت طبعی گفته می شود؛ به این بیان که گاهی عقل انسان به علاقه طبعی ـ علاقه ای که طبع انسان آن را اقتضا می کند ـ میان دال و مدلول، پی می برد و به واسطه آن علاقه، از دال به مدلول منتقل می شود؛ برای مثال، طبیعت انسان به گونه ای است که هنگام درد می گوید: " آخ "؛ حال اگر شنیده شد که شخصی می گوید: " آخ "، شنونده فوراً به دلالت طبعی که همان مقتضای طبیعت این شخص است به وجود درد در این شخص منتقل می شود.دلالت طبعی ممکن است به حسب اختلاف طبایع، متفاوت گردد.