دست کوفتن

لغت نامه دهخدا

دست کوفتن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) ضربت زدن به دست. || کوبیدن دستها به یکدیگر. بهم زدن دو کف دست تا آوا برآید:
گر باد خیزد ای عجب از دست کوفتن
ازدست کوب خصم مرا باد سرد خاست.خاقانی.|| توسعاً دست زدن. صفق: حباب بر سطح آب رقص می کرد درخت انجیر پنجه گشاده دست می کوفت. ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 4 ).

فرهنگ فارسی

ضربت زدن به دست

جمله سازی با دست کوفتن

💡 ز بس کوفتن گرز شد چون کمان دل هر دو آمد به سیری ز جان

💡 رقیب بی نمکت را سزد اگر گویم که بهر کوفتن ای ترش روی سیر تویی

💡 سفله را منظور نتوان ساختن کو خوبروست میخ را در دیده نتوان کوفتن کان از زر است

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز